من مدعی ام و فقط مدعی ام که انسان بودنم را در جهان هستی می بینم

معنای بی معنایی

عزیز بودن دشوار است،آنقدر دشوار که در معنا،دنبال معنا میگردیم،در معنا،سخن از بی معنایی به میان می آوریم و در پی معنا،غرق بی معنایی می شویم،در بی معنایی در می یابیم،

معنای بی معنایی معنایمان بی معنایی است...

همه چیز غرق ابهام است،ابهامی که ناشی از تفاوت باور است و وجودمان ...

زمان می گذرد و زندگی سرشار از قصه های دراز بی معنای ذی شعور بودن ما میشود

سخن سخن انسان است،انسانی که تعریفی ندارد جز،من...

پروردگارا،بیمناکم،نکند در میان صداها،صورت ها و سیرت ها و خاطرات خالی از جسمانیت،تهی گردیم...

پروردگارا ،می دانم عزیز بودن دشوار است...

میدانم،عزیز،محکم بودنش را جایگزین حکمی نمی کند و میداند، با اینکه نا خالصی دلهای پاک دشوار است اما هنوز شرف انسانیت،با فرود شبنمی عشق تو را یاد آور می شود...

آری اینجا زندگی را حتی،بی معنا،معنا میکنیم...

پروردگارا هنوز بی معنایی نشانی از صداقت توست،واین صداقت معنا دار،در دلهای بی معنای بسیاری جاریست...

هنوز هم جاریست...

+   fd ; ۸:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٢۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir